> وقتی دلی رو میشکنی چه حسی داری؟




وقتی دلی رو میشکنی چه حسی داری؟
وقتی که داستانهای جودی آبوت تمام میشود...






منوی وبلاگ
AIDINِِِ

درباره : سلام ...من یه دختر کوچولوی شیطونم با هزار و یک آرزو و تنهای تنهااااااا سالها واسه یه مرد خیالی تو دفتر به نام بابالنگ دراز نامه مینوشتم تا یه روز بابا کیوانمو خدا بهم داد.اما نداده ازم گرفتش.فکر میکردم اونم میتونه دوستم داشته باشه و بابالنگ دراز رویاهام بشه که اون واسه همیشه تنهام گذاشت با یه عالمه خاطره ... هرچند که منو اون 2 بار بیشتر همو ندیدیم اون سالها یه مدیر وبلاگ نمونه و دوست داشتنی بوده و الان دیگه نمینویسه وعلتشم به هیچکی نمیگه. منو اون باهم در مانگاه رفتیم. باهم رفتیم آدامس موزی خریدیم.با هم از روی جوب پریدیم.اون بهم گردنبدشو که به گردنش بسته بود همون روز از گردنش باز کرد وبهم یادگاری داد و منم انگشترمو.روز تولدش واسش کادو گرفتم و یه روزی که واسه زیارت رفته بودیم حرم حضرت معصومه از اونجا واسش یه قر آن گرفتم و دفتر خاطراتم هم با اون کادوها توی آخرین دیدارمون بهش دادم. اون بهم میگفت گلم.میگفت عزیزم.من میرفتم وبلاگش وبراش کامنت میذاشتم.بعدش که گفت دیگه دوستم نداره من اومدم اینجا تا از خودم واون واسش بگم.البته اون زیاد نمیاد اینجا آخه میترسه دوباره بهش عادت کنم. آخه من خیلی دوستش داشتم.الانم دارم. ولی اون یهو عوض شد انگار یه آدم دیگه شد. حتی دیگه واسه دوستاش تو وبلاگش ننوشت .من و اون خونه هامون تو یه شهره. اما انگار حس میکنم اون تو این دنیا نیست. یه جورایی بین برزخ واین دنیا گیر کرده وهیچ کی نجاتش نمیده .همه فقط شعار میدن. منم که خواستم کمکش کنم و از این برزخ بیارمش بیرون دستمو نگرفت .هیچ وقت هم نمیگیره .نمیدونم من اونو یاد چه چیزی انداختم که اون از من بدش اومد. ولی میخوام بدونه که اگه هر وقت به یه دوست و یه دختر کوچولو که جونشو واسش حاضر باشه بده نیاز داشت یکی این ور برزخ و توی این دنیا هست که منتظرشه و منتظرش هم میمونه. دوستون دارم .... با تشکر دختر کوچولوی بابالنگ دراز کیوان مدیر وبلاگ مهربون وبلاگ اشکهای یخی ............................. جودی آبوت
پروفایل مدیر :AIDINِِِ
ایمیل مدیر وبلاگ
صفحه نخست
آرشیو وبلاگ
اضافه به علاقمندی ها
صفحه خانگی شود

مطالب اخیر
 جودی و مرگ یک خاطره واسه همیشه.....البته بعد از 2 سال...
 جودی و پایان قصه بابالنگ دراز....
 جودی وقتی که دلش میگیره اینجوریه...شما چطوری میشین؟
 جودی و گداهای خیابونی.........
 جودی و اینکه گناهش چی بوده؟/؟شما میدونین؟گناه کردین تا حالا.....؟؟؟
 جودی و دل شکسته ی آسمون .....اما برای چی ؟؟؟
 جودی و عشق و مرگ......
 جودی و ترانه های تنهایی تقدیم به خودش...
 جودی و گریه های بارونی .....
 جودی...عید...مرد 2 هزار چهره..................................

موضوعات وبلاگ
 
صفحات وبلاگ
ترانه هایی تنهایی

آرشیو وبلاگ
۱۳۸٩/۱٢/٢۱
۱۳۸٩/۳/٢٩
۱۳۸٩/۳/۱
۱۳۸٩/۱/٢۱
۱۳۸۸/٩/٢۸
۱۳۸۸/٦/٢۱
۱۳۸۸/۳/٩
۱۳۸۸/۱/٢٩
۱۳۸۸/۱/۱٥
۱۳۸۸/۱/۱
۱۳۸٧/۱٢/۱٠
۱۳۸٧/۱۱/٢٦
۱۳۸٧/۱۱/۱٩
۱۳۸٧/۱۱/۱٢
۱۳۸٧/٩/٢۳
۱۳۸٧/٧/٢٠
۱۳۸٧/٧/۱۳
۱۳۸٧/٧/٦
۱۳۸٧/٦/۳٠
۱۳۸٧/٦/٢۳
۱۳۸٧/٦/۱٦
۱۳۸٧/٦/٩
۱۳۸٧/٦/٢
۱۳۸٧/٥/٢٦
۱۳۸٧/٥/۱٩
۱۳۸٧/٥/٥
۱۳۸٧/٤/٢٩
۱۳۸٧/٤/٢٢
۱۳۸٧/٤/۱٥
۱۳۸٧/٤/۸
۱۳۸٧/٤/۱
۱۳۸٧/۳/٢٥
۱۳۸٧/۳/۱۸
۱۳۸٧/۱/۱٠


نویسندگان وبلاگ



لینک دوستان
شوآه و دکتر سروش
وبلاگ بابا لنگ دراز کیوان(اشکهای یخی)
فول آلبوم...
جادوی سکوت...
فریاد عشق...نازنین جوون
وبلاگ فارسی
ليست وبلاگ ها
قالب وبلاگ
اخبار ايران
اخبار ict
تالارهاي گفتگو
خرید اینترنتی

آمار و خروجی
  rss 2.0  



لوگوی دوستان
وبلاگ فارسی

جودی و مرگ یک خاطره واسه همیشه.....البته بعد از 2 سال...

اگه اون که کنارته      تورو بیشتر از من میخواد



اگه با همون راحتی     اگه باهات راه میاد



اگه روزگار بد تو رو ازم گرفته 

 

  اگه خاطرات خوبمون از خاطرم نرفته


خوشبختیت آرزومه حتی با من نباشی 

 

حتی از خاطره هامون جدا شی

 

از همون روزای اول میدونستم نمیمونی



میدونستم نمیتونی عشقو تو چشام بخونی



از همون روزای اول دل تو با دیگری بود



کاش همیشه پات بمونه     اون که عشق بهتری بود

 

 


...


جودی و پایان قصه بابالنگ دراز....

سلام

خیلی دلم میخواست روز پدر رو به همه تبریک بگم

اما نمیدونم چرا مثه سالهای قبل از اینکه بیام و این پستو بنویسم خوشحال نیستم

حس میکنم خیلی داغونم...

حس میکنم دیگه هیچی نمیتونه خوشحالم کنه

دیگه حتی دونستن اینکه من یه بابالنگ دراز دارم و برم روزشو بهش تبریک بگم

باعث نمیشه خنده به لبام بیاد

دیگه به داشتن بابالنگ دراز هیچ امیدی ندارم

احساس میکنم سالها به خودم دروغ گفتم

احساس میکنم خودم با احساسم بازی کردم

زیادی رویایی بودم یا شاید همیشه فکر میکردم ما آدما همه از یه سلول بوجود اومدیم

و همه خوبیم و هیچکی بد نیست و نمیتونیم دل همو بشکنیم

فکر میکردم وقتی دلت پاک باشه  وقتی از ته دل یه چیزی رو بخوای خدا حتما بهت میده

فکر میکردم خدا صدامو میشنوه و یه روز بابالنگ درازمو بهم میده

اما تو تموم این سالها با یه خیال زندگی کردم ...خیلی از آدما دلمو شکستن

شاید فکر میکردم همه خوبن اما همه به فکر خودشون بودن و من همیشه تنها موندم

دیگه نمیخوام منتظرش بمونم

بهتره برم  و واسه همیشه تنها بمونم .چون خیال داشتنش واسه همیشه یه خیال موند

و منم دیگه به تنهایی و بی توجهی آدما عادت کردم

شاید یه روزی یه بابالنگ دراز پیدا شه که آرزو کنه یه جودی آبوت داشته باشه

اماشاید اونموقع دیگه جودی آبوت قصه وجود نداشته باشه

بابت همه پیامهاتون .درد و دلاتون و حتی توهین هاتون ممنونم

هیچوقت فراموشتون نمیکنم اما از اینکه کسی فراموشم کنه دیگه شکایتی ندارم

چون همین الانشم حس میکنم خیلی وقته فراموش شدم

مواظب خودتون باشین 

خداحافظ همگی

از طرف کسی که هیچ وقت هیچکی حرف دلشو نفهمید و احساسشو باور نکرد

جودی آبوت

...


جودی وقتی که دلش میگیره اینجوریه...شما چطوری میشین؟

 

 

من وقتی تنها میشم میرم یه گوشه و به خاطراتم فکر میکنم و دلم میگیره  و ....

بعضی وقتا هم گریه میکنم ....

شما وقتی تنها میشین یا یکی دلتونو میشکونه چی کار میکنین؟

 

اصلا تا حالا دلتونو شکستن؟

...


جودی و گداهای خیابونی.........

سلام به همگی

سال نو رو با تاخییر تبریک میگم.

این روزا خیلی سرم شلوغه و وقت نمیکنم بیام .

باید ببخشین ....امسال عید خوب گذشت.و زود تموم شد

.دوست دارم تابستون بیاد

و حس خوبی که تابستونا بهم دست میده رو تجربه کنم

.جدیدا احساس میکنم هر چی بزرگتر میشم

 قیافه م بچه گونه تر میشه.

جالبه اینه که هر چی بچه گدا و فال فروشای خیابونیه از

من خوششون میاد

.نمیدونم چرا وقتی میخوان بهم فال بفروشن کلی بهم

میگن خانوم خوشکله و میخوان اینجوری کاری کنن

که فالا و آدامساشونو بخرم

.چند وقت پیش تو پمپ بنزین تو نوبت ایستاده بودم که

یکی از بچه خیابونیا گیر داد ازش فال بخرم.

مامانمم کنارم نشسته بود.هی به مامانمم میگفت به

دختر خوشکلت بگو یه فال بخره

.آخه تعریف نباشه کلی تیپ زده بودم.کلاه لبه دار با

آستین کوتاهو دستمال شالی دور گردنم پیچیده بودم

 و عینک آفتابی هم زده بودم.

همه ی ماشینا داشتن نگامون میکردن.مجبور شدم ازش

یکی بخرم

.با اینهمه نمیرفت .یهو نفهمیدم چی شد که پسره با

 دستاش لپامو کشید جوری که برق

از چشام پرید .و شک شدم. و یهو پا به فرار گذاشت

.یه لحظه تو دلم به خداجون گفتم کاش محبت همه

ادما بهم به اندازه این گدای خیابونی بود.

به نظرتون آرزوم مسخره س؟

همتون و دوست دارم و بایت نظراتون ممنونم

. شب خوش

...


جودی و اینکه گناهش چی بوده؟/؟شما میدونین؟گناه کردین تا حالا.....؟؟؟

تقدیم میکنم به اوناییی که یه روزی کسی که عاشقش بودن و از دست دادن

و با بی رحمی ازشون خواسته شد که واسه همیشه برن

راستی گناه اینجور آدما چی بوده؟

میگی برو دیگه نمیخام ببینم تو رو  میگی دیگه تو دلم جایی نمیدم تو رو

میگی واسه رفتنت لحظه رو میشمارم     من که گناه نکردم

میدونم داری دل دل میکنی که برم  امید ندارم آره بی تو میمیرم

میدونم که دلت جای دیگه س آخه  من که گناه نکردم

من که گناه نکردم و من ....چشم از تو بر نداشتم و من ... .

هیچی واست کم نذاشتم و .....ببین جوابمون کرد.........

بیخود به تو من دل بستم و من ...دیگه راه برگشت نداشتم و من ....

تا حالا عمرمو تلف میکردم .......

من که گناه نکردم ...من که گناه نکردم ....

بیقرارم ....بیقرارم ....میدون یجز اینجا جایی ندارم ...

بیقرارم ...بیقرارم ...جز خدا من هیچکسی رو ندارم....

...


جودی و دل شکسته ی آسمون .....اما برای چی ؟؟؟

سلام به همگی

الان داره باد شدیدی میوزه

داره بارون میاد

انگار آسمون عصبانی شده

اما نمیدونم از دست کی.....

برای چی؟.....

داره صدای وحشتناک فریادای آسمون میاد

نمیدونم داره چی میگه....

کاش زبونشو میفهمیدم

شایدم اونم دوست دختر یا دوست پسرش بهش خیانت کرده...

شاید اونو با غریبه دیده و دلش شکسته......

کاش میتونستم آسمونو با همه پهناش بغل کنم ونوازشش کنم تا آرووم بگیره

اما وقتی به خودم نگاه میکنم میبینم تواناییشو ندارم....

شاید هنوز قوی نیستم .....

شما اگه جای من بودین چی کار برای دل شکسته ی آسمون میکردین؟؟؟

...


جودی و عشق و مرگ......

عشق  و مرگ دو تا حادثه که از کنترل ما آدما خارجن

هر دو تاشون خوبه و نعمت خداست....

 

 

ولی ای کاش آدما برای رسیدن به عشقشون از

روی دلهای شکسته رد نمی شدن...

نظر شما چیه؟؟؟

 

...


جودی و ترانه های تنهایی تقدیم به خودش...

گناهی ندارم ولی قسمت اینه

که چشمای کورم به راهت بشینه

برای دل من واسه جسم خسته م

منی که غرورو تو چشمات شکستم

سر از کار چشمات کسی در نیاورد

که هرکی تو رو خواست

یه روزی بد آورد

برای دل من واسه جسم خسته م

منی که غرور و توچشمات شکستم

واسه من که برعکس کار زمونه

یکی نیست که قدر دلم رو بدونه

گناهی ندارم ولی قسمت اینه

که چشمای کورم به راهت بشینه

هنوزم زمستون به یادت بهاره

تو قلبم کسی جز تو جایی نداره

صدای دلم ساز ناسازگاره

سکوتم به جز تو صدایی نداره

تو خواب و خیالم همش فکر اینم

که دستاتو بازم تو دستام ببینم

ولی از این خواب پریدم که بازم

با چشمای کورم به راهت بشینم

...


جودی و گریه های بارونی .....

سلام

امیدوارم حال همگی خوب باشه.

دلم تنگ شده بود واسه بارون . . .واسه خاطره های بارونی . . .

واسه گریه های بارونی . . .واسه خنده های بارونی . . .

واسه دیدارای بارونی ...انگار همشون اومدن جلوی چشمام . ..

وقتی بارون میاد به خودم میگن چرا آسمون گریه میکنه  . . .

بعد میگم شاید واسه اینکه ما رو خوشحال کنه ....

بعدش میگم ....

راستی کسی پیدا میشه که واسه خوشحال شدن طرفش گریه کنه . . .؟

من خیلی گریه کردم ...

اما هیچوقت نفهمیدم که آدما خوشحال میشن یا نه....

اما اینو خوب فهمیدم که از گریه کردنم لذت میبردن......

شما چی گریه میکنین؟

بارونی یا ..........................................؟؟؟؟؟؟؟؟؟

دوستتو ن دااااااااااااااااااااااااااااااارم

با احترام فراوان

جودی آبوت

...


جودی...عید...مرد 2 هزار چهره..................................

سلام به همگی

عید تون مبارک

نمیدونم چی بگم.

از اینکه به فکرمین ممنونم.

خوشحال میشم وقتی که کامنتهاتونو میخونم .

امسال سال خوبی واسه من بود

چون برای اولین بار رفتم مشهد زیارت امام رضا.

خیلی خوب بود.

حس خوبی دارم الان.

حس میکنم سبک شدم.

شاید حس میکنم که دیگه تنها نیستم.

به این نتیجه رسیدم که تمام اتفاقایی که این مدت برام افتاد همش حکمت بوده .

هر چند خیلی سختی کشیدم خیلی تنها بودم خیلی دچار مشکل روحی شدم

اما الان دیگه برام مهم نیست

حتما خیریتی بوده که باید اینطور میشده.

جای همگی خالی ...

امسال عید خوبی داشتم.امیدوارم شما هم امسال بهتون خوش بگذره.

ان شالله همگی امسال به خواسته هاشون برسن و خوش و سلامت باشن.

خب دیگه الانه که سریال یوزارسیف شروع بشه .

تازه بعدشم سریال مرد ٢ هزار چهره دارهکه من خیلی دوسش دارم.

خب دیگه من میرم ...

فعلا......

...


جودی و یکی که کاش میشد رو زمین دیدش.......

سلام..

خوبین؟...

من خودمم حال خودمو نمیفهمم....

نمیدونم از این همه آدم که دو ر وبرمو گرفتن چی میخام. . .

خسته م....

دلم گرفته . . .

 

دلم میخاد یکی پیدا شه که حرفامو از نگام متوجه شه...

بدونه ازش چی میخام . . .

بدونه چقدر دلم گرفته س . ..

یکی که قدرمو بدونه . . .

یکی که عشق و علاقه رو با نگاش با کاراش بهم حالی کنه ...

یکی که هر چقدر هم ازش دور بشم آرامش وجودش رو همه جا

حس کنم .. .

یکی که نگاهش معصوم باشه . . .

                                            

یکی که آرزوش خوشحال بودنم باشه و سعی کنه که بخندونتم

یکی که وقتی میبینمش رویاهام واقعیت میشن...

یکی که وقتی بهش فکر میکنم ناخداگاه خنده رو لبم بیاد...

یکی که دلم واسه بغل کردنش تنگ شه و پر پر بزنه...

یکی که فکرش مثل خودم قدیمی باشه...

یکی که مهربون باشه ...پاک باشه ...و زلال مثل آب ...

یکی که خیانت نکنه به جسما نه اخلاقا . ..

یکی که هیچوقت اشکمو در نیاره ...

یکی که ....

حیف که این یکی هیچوقت رو زمین ما ادما پیدا نمیشه. . .

نظر شماها چیه؟....

...